اشعاری چند از مریم حیدرزاده و غیره...
امان از دیده ودل هردو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزادمن از عقرب نمی ترسم
ولی ازسوسک می ترسم
من از دشمن نمی ترسم
ولی از دوست میترسم
+ نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط حمزه دردونه
|
